X
تبلیغات
ساقی کوثر

لطفا بعد از خوندن بیشتر تامل کنید


عمر عقاب از همه پرندگان نوع خود درازتر است
عقاب می تواند تا 70 سال زندگی کند.
ولی برای اینکه به این سن برسد باید تصمیم دشواری بگیرد.
زمانی که عقاب به 40 سالگی می رسد:
چنگال های بلند و انعطاف پذیرش دیگر نمی توانند طعمه را گرفته را نگاه دارند.
نوک بلندو تیزش خمیده و کند می شود
شهبال های کهن سالش بر اثر کلفت شدن پرها به
سینه اش می چسببند و پرواز برای عقابل دشوار می گردد.
در این هنگام عقاب تنها دو گزینه در پیش روی دارد.
یاباید بمیرد و یا آن که فراینددردناکی را که 150 روز به درازا می کشد پذیرا گردد.
برای گذرانیدن این فرایند عقاب باید به نوک کوهی که در آنجا آشیانه دارد پرواز کند.
در آنجا عقاب نوکش را آن قدر به سنگ می کوبد تا نوکش از جای کنده شود.
پس از کنده شدن نوکش ٬ عقاب باید صبر کند تا نوک تازه ای در جای نوک کهنه رشد کند ٬ سپس باید 4 چنگالش را از جای برکند.
زمانی که به جای چنگال های کنده شده ٬ چنگال های تازه ای در آیند ٬ آن وقت عقاب  شروع به کندن همه پرهای قدیمی اش می کند.
سرانجام ٬ پس از 5 ماه عقاب پروازی را که تولد دوباره نام دارد آغاز کرده ...
و 30 سال دیگر زندگی می کند.


چرا این دگرگونی ضروری است؟؟؟

بیشتر وقت ها برای بقا ٬ ما باید فرایند دگرگونی را آغاز کنیم.

گاهی وقت ها باید از خاطرات قدیمی ٬ عادتهای کهنه و سنتهای گذشته رها بشیم

تنها زمانی که از سنگینی بارهای گذشته آزاد شویم می توانیم از فرصتهای زمان حال بهره مند بشیم

خیلی ها برعکس عقابنن وقتی یه کم مسن میشن تمام امیدشونو از دست میدن ،به دنبال عصا ،ویلچر و ... میرن تا بتونن راحتر زندگی کنن که با مرگ هیچ فرقی نداره  سعی کنید همیشه مثل عقاب باشید و برای بودن تلاش کنید

 

 

 

 

"و خدا طوطی را زیبا و کلاغ را زشت آفرید؟

طوطی اعتراض کرد و زیبا شد.

کلاغ به رضای خدا تن در داد و حال؛ طوطی در قفس است و کلاغ آزاد و رها".

این جمله را فروشنده‌ی دوره‌گردی بر روی تکه مقوایی با زغال! نوشته بود و به دکه کوچک فلزیش آویزان کرده بود.

وقتی این رو  دیدم، یقین کردم که برای آن‌ که حرف بزرگ و مغزداری بزنی، لازم نیست شکل و شمایل انسان‌های دانشمند روبه خود بگیری.

یک دوره‌گرد پیر هم می‌تواند با یک تکه مقوا و ذره‌ای ذغال، اما  فکری آسمانی، به من یاد داد و یا لااقل یادآوری کرد  که راضی باش به رضای خدا؛ حتی اگر زشت آفریدت، که در آن هم حکمتی نهفته است.

 خیلی از جوونا فکر میکنن زشتن ولی نمیدونن که شاید یه خصوصیتی دارن که شاید هیشکی نداره بیشتر بهش فکر کنی

 

مرد جوانی در آرزوی ازدواج با دختر ِ زیباروی کشاورزی بود. به نزد کشاورز رفت تا از او اجازه بگیره.کشاورز براندازش کرد و گفت: پسر جان، برو در آن قطعه زمین بایست. من سه گاو نر رو یک به یک آزاد میکنم، اگر تونستی دم هر کدوم از این سه گاو رو بگیری، میتونی با دخترم ازدواج کنی. مرد جوان در مرتع، به انتظار اولین گاو ایستاد. در طویله باز شد و بزرگترین و خشمگین‌ترین گاوی که تو عمرش دیده بود به بیرون دوید. فکر کرد یکی از گاوهای بعدی، گزینه ی بهتری خواهد بود،?پس به کناری دوید و گذاشت گاو از مرتع بگذره و از در پشتی خارج بشه. دوباره در طویله باز شد. ?باورنکردنی بود! در تمام عمرش چیزی به این بزرگی و درندگی ندیده بود. با سُم به زمین میکوبید، خرخر میکرد و وقتی او رو دید، آب دهانش جاری شد. گاو بعدی هر چیزی هم که باشه، باید از این بهتر باشه. به سمتِ حصارها دوید و گذاشت گاو از مرتع عبور کنه و از در پشتی خارج بشه.. برای بار سوم در طویله بار شد. لبخند بر لبان مرد جوان ظاهر شد. این ضعیف ترین، کوچک ترین و لاغرترین گاوی بود که تو عمرش دیده بود. این گاو، برای مرد جوان بود! در حالی که گاو نزدیک میشد، در جای مناسب قرار گرفت و درست به موقع بر روی گاو پرید. دستش رو دراز کرد... اما گاو دم نداشت!..
دوستان عزیز

زندگی پر از فرصت های دست یافتنیه. بهره گیری از بعضی هاش ساده ست، بعضی هاش مشکل. اما زمانی که بهشون اجازه میدیم رد بشن و بگذرن (معمولاً در امید فرصت های بهتر در آینده) این موقعیت ها شاید دیگه موجود نباشن.

همیشه تو رفتن شک نکنید چون تو برگشت هیچ تضمینی وجود نداره.

 

یک کوهنورد است که می خواست از بلندترین کوه ها بالا برود. او پس از سال ها آماده سازی ماجراجویی خود را اغاز کرد.
ولی از آنجا که افتخار کار را فقط برای خود می خواست تصمیم گرفت به تنهایی از کوه بالا برود. شب ، بلندی های کوه را در برگرفته بود و مرد هیچ چیز را نمی دید. همه چیز سیاه بود اصلا دید نداشت ابر روی ماه و ستاره ها را پوشانده بود.
همان طور که از کوه بالا می رفت پایش لیز خورد. در حالا که به سرعت سقوط می کرد از کوه پرت شد. در حال سقوط فقط لکه های سیاهی مقابل چشمانش می دید و احساس وحشتناک مکیده شدن به وسیله ی قوه جاذبه او را در خود می گرفت.
همچنان سقوط می کرد ، در آن لحظات تمام رویداد های خوب و بد زندگییش به یادش آمد. اکنون فکر می کرد مرگ چقدر به وی نزدیک است.ناگهان احساس کرد طناب دور کمرش محکم شد و در میان اسمان و زمین معلق ماند. در این لحظه سکون چاره ای برایش نماند جز آنکه فریاد بزند.

خدایا کمکم کن.

ناگهان صدای پرطنینی از اسمان شنیده شد: چه می خواهی.

-ای خدا نجاتم بده.

واقعا باور داری که می توانم نجاتت دهم.

-البته که باور دارم.

اگر باور داری طنابی که به دور کمرت بسته است پاره کن.

یک لحظه سکوت....و مرد تصمیم گرفت با تمام نیرو طناب را بچسبد.
گروه نجات می گویند که روز بعد یک کوهنورد یخ زده را مرده پیدا کردند. بدنش از طناب آویزان بود و با دست هایش محکم طناب را گرفته بود در حالی که او فقط یک متر از زمین فاصله داشت.

گاهی اوقات بدترین و نا امیدانه ترین فکر میتونه بهترین باشه ولی ترس جلوی عملو میگیره.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم خرداد 1391ساعت 14:38  توسط محمد  | 

داستان هاي كوتاه و پند اموز ۱

در زمان ها ي گذشته ، پادشاهي تخته سنگ را در وسط جاده قرار داد و براي اين كه عكس العمل

مردم را ببيند خودش را در جايي مخٿي كرد. بعضي از بازرگانان و نديمان ثروتمند پادشاه بي تٿاوت از

كنار تخته سنگ مي گذشتند. بسياري هم غرولند مي كردندكه اين چه شهري است كه نظم ندارد

. حاكم اين شهر عجب مرد بي عرضه اي است و ... با وجود اين هيچ كس تخته سنگ را از وسط بر

نمي داشت . نزديك غروب، يك روستايي كه پشتش بار ميوه و سبزيجات بود ، نزديك سنگ شد.


بارهايش را زمين گذاشت و با هر زحمتي بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را كناري قرار

داد. ناگهان كيسه اي را ديد كه زير تخته سنگ قرار داده شده بود ، كيسه را باز كرد و داخل آن

سكه هاي طلا و يك يادداشت پيدا كرد. پادشاه در ان يادداشت نوشته بود : " هر سد و مانعي مي

تواند يك شانس براي تغيير زندگي انسان باشد

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم خرداد 1391ساعت 14:32  توسط محمد  | 
با سلام خدمت شما دوست عزیز امیدوارم از وبلاگم خوشتان بیاید

ازشما خواهش دارم اگر انتقاد وپیشنهادی دارید حتما درج کنید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم خرداد 1391ساعت 8:41  توسط محمد  | 

آورده اند که بهلول بیشتر وقت ها در قبرستان می نشست . و روزی به عادت معهود به قبرستان رفته بود و هارون بقصد

شکار از آن محل عبور می نمود چون به بهلول رسید پرسید بهلول چه می کنی ؟

بهلول جواب داد :

به دیدن اشخاصی آمده ام که نه غیبت مردم را می نمایند و نه از من توقعی دارند و نه مرا اذیت و آزار می دهند هارون گفت :

آیا می توانی از قیامت و صراط و سئوال و جواب آن دنیا مرا آگاهی دهی ؟

بهلول جواب داد به خادمین خود بگو تا در همین محل آتش نمایند و ” تابه ” بر آن آتش نهند تا سرخ و خوب داغ شود

هارون امر نمود تا آتشی افروختند و ” تابه ” بر آن آتش گذاردند تا داغ شد آنگاه بهلول گفت :

ای هارون من با پای پرهنه روی این ” تابه ” می ایستم و خودم را معرفی می نمایم و آنچه خورده ام و هر چه پوشیده ام ذکر

می نمایم و سپس تو هم باید پای خود را مانند من برهنه نمائی و خود را معرفی کنی و آنچه خورده و پوشیده ای

ذکر نمائی هارون قبول کرد.

آنگاه بهلول روی ” تابه ” داغ ایستاد و فوری گفت : بهلول ، خرقه و نان جو و سرکه .

بهلول فوری پایین آمد که ابدآ پایش نسوخت و چون نوبت به هارون رسید بمحض اینکه خواست خود را معرفی نماید نتوانست

و پایش بسوخت و پایین افتاد. پس بهلول گفت :

ای هارون سئوال و جواب قیامت به همین طریق است آن ها که درویش بودند و از تجملات دنیائی بهره ندارند آسوده بگذرند

و آن ها که پای بند تجملات دنیا باشند به مشکلات گرفتار آیند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم خرداد 1391ساعت 13:42  توسط محمد  | 

 

 

ای محبوب و معبود من!سال هاست که درنمازم باتوسخن می گویم و روی نیایش به سوی تو می آورم.دفترخاطرم یاد شیرین نجوای باتورا ثبت کرده است.آن رازهای سربه مهرکه تومی دانی ومن.آن حرف هایی که تو شنیدی ومن.آن اشک هایی که تو دیدی ومن.همه باقی است.اما امروز آگاهانه ترازپیش با تو تجدید عهد می کنم آن در دوستی را که تو به رویم گشودی هرگز نبندم.

خداوندا...

اکنون که به نگاه تازه ای در زندگی رسیده ام ومقصد وراه رسیدن به آن را شناخته ام می کوشم با تنظیم برنامه ای روشن.مسیر رفتن و رسیدن به مقصد رابا راهنمایی قرآن کریم و معصومین(ع)هموار سازم.برنامه ای که همه ی ابعاد زندگی و تمام مراحل عمر را در بر گیرد.پس در همه  کار ها تو یار ویاورم باش!

ای خدای من!

اکنون که آهنگ زندگی بر اساس راهنمایی های تورا دارم.می کوشم در انجام عهدم باتو پایدار بمانم وازآن مراقبت کنم.خدایا مرا یاری کن تا در ارزیابی ومحاسبه ی کارهای خود سهل انگاری نکنم.

بارالها!...

اگرغفلتی ورزیدم ودر اجابت فرمان تو کوتاهی کردم.ازمن درگذر وتوفیقم ده تا دوباره به سوی تو آیم.

خدایا...

آهنگ آندارم که از امروز با همت خود به سوی انجام آنچه توبرایم می پسندی بروم وازآنچه نو نمی پسندی دوری نمایم  پروردگار من!باتو عهد می بندم درانجام واجبات و دوری از محرمات کوشا باشم.

ای خدای مهربان!

از خطاها و لغزش های من در گذر ومرا در این راه یاری فرما که بیش از هر زمانی محتاج آنم.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم خرداد 1391ساعت 13:28  توسط محمد  | 

قضاوت های امام علی ع

1-    مردی لواط کننده را نزد علی (ع) بردند تا حکم بر آن اجرا کند مولا فرمود :بین خراب شدن دیوار بر سرت و گردن زدن و در آتش انداختن یکی را انتخاب کنمرد پرسید : کدامیک از مجازات ها سختراست علی (ع) فرمود در آتش سوختن اشد مجازات هاست مرد اجازه خواست تا قبل از اجرای حکم دو رکعت نماز بخواند و سپس دست بر دعا برداشت و گفت خدایا من مصیبتی کردم و بدرگاه تو توبه نمودم و از خلیفه ات خواستم تا اشد مجازات را بر من اجرا کند تا از آتش غضب تو در آن جهان ایمن باشم که بر این حکم راضیم که کفاره گناهم میباشد ؛ که حضرت گریست و فرمود برخیز که تو آمرزیده ای مرد گفت یا علی حکم خدا را معطل میکنی ؟ علی (ع) فرمود تو گناهی کردی و توبه نمودی و خداوند توبه کننده ها را عفو مینماید و بر امام است که بر خدای خویش تأسی بکند.

 

 

 

 

1-    مردی دو همسر داشت که هر دوی آن از ان مرد آبستن شدند و در یک شب فرزند خود را به دنیا آوردند که یکی پسر و دیگری دختر آوردندفردای آن روز هر دو هوو بر سر اینکه کدام پسر به دنیا آوردند با هم دعوایشان شد و هر کدام ادعا میکردند که پسر از آن اوست چون منازعه بالا کشید حکم به مولا علی بردند که مولا فرمود شیر ان دو زن را وزن کنند هر کدام که سنگین تر بود پسر از آن اوست.

 

 

 

2-    چهل تن از زنان عرب نزد مولا از شهوت مرد سوال کردند ، جواب گرفتند که از ده قسمت - 9 قسم برای زن و 1 قسم برای مرد میباشد . گفتند پس چگونه است که با این حساب دستور وارونه آمده ( مردان میتوانند زنان متعددی اختیار کنند ولی زنان نمیتوانند )  مولا علی (ع) رو به زنان کرد و به ایشان دستور داد که هریک از زنان کاسه ای آب بیاورند و آوردند و دستور داد که همه آبها را در داخل یک ظرف بریزند و ریختند و سپس دستور داد که هر یک آبی را که در داخل ظرف ریختند بردارند و زنان همگی گفتند که این مویثر نشود و مولا علی (ع) فرمود که حکم سوال شما در همین است . با دقت در این حکم مولا در میآبیم که چنانچه زنی با چند مرد جماع  داشته باشد و فرزندی از او متولد شود نمیتوان گفت که فرزند از آب کدام مرد میباشد .

 

 

 

3-    مردی به کسی وصیت کرد و هزار دینار به او داد که پس از مرگش از آن پول هر چه دوست داری برایش تصدق کرده بقیه را برای خودش بردارد و آن مرد فوت کرد ؛ لذا آن کسی که باید به وصیت عمل کند 100 دینار از آن پول را صدقه داد و 900 دینار را برای خود برداشت . ورثه اعترض نمودند و حاضر شدند که 500 دینار را صدقه دهد و بقیه را برای خود بردارد و مرد نپذیرفت ؛ کار بالا کشید و به نزد مولا علی (ع) رفتند و مولا رو به مرد کرد و گفت بهتراست که به نظر وراث گوش دهی ، مرد باز هم نپذیرفت و گفت من به وصیت عمل کردم لذا مولا علی (ع) فرمود : تو باید 100 دینار برای خود برداری و 900 دینار صدقه دهی چرا که وصیت متوفی این است که هر چه برای خود دوست داری صدقه دهی .

 

 

 

4-    گاوی با شاخش خری را کشت و صاحب خر از صاحب گاو خسارت مطالبه کرد و چون صاحب گاو امتناع کرد کار به حکمیت ابو بکر بردند . ابوبکر گفت حیوانی حیوانی را کشته و خسارتی بر کسی نباشد و چون باز نزاع بالا گرفت کار نزد علی (ع) بردند ومولا اینچنین فرمود : چنانچه که گاو به جایگاه خر رفته خسارت به گردن صاحب گاو باشد و اگر خر به جایگاه گاو رفته و کشته شده باشد خسارتی نباشد .

 

 

 

5-    وقتی امیرالمومنین سفری به یمن داشت ، سه مرد بر سر طفلی نزاع داشتند که هر کدام آن طفل را از آن خود میداشتند چرا که بنا به رسم جاهلیت هر سه در آنی با مادر آن طفل همبستر شده بودند تا اینکه قضاوت به امام علی (ع) بردند و مولا دستور داد تا نام هر سه را بر روی کاغذ های نوشته و نزد طفل برده ، و هر کدام را که طفل بردارد آن پدر بچه باشد و چون خبر به رسول خدا رسید گفت که شکر خدا را که در میان ما اهلبیت کسی را گذارد تا سنت داود نبی را زنده میسازد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم خرداد 1391ساعت 13:27  توسط محمد  | 

 

در اینجا چند روایت از ائمه معصومین به نقل از کتاب" نشانه های شگفت اور اخر الزمان" اورده ام که اوضاع اخرالزمان در ان وصف شده حتما بخونیدو ببیند که چقدر این نشانه ها با دوران ما سازگاری داره. در ضمن نظریادتون نره

 

روایت اول:

حذیفه گوید دیدم رسول خداپرده کعبه را گرفته و به شدت گریه می کند.عرض کردم یارسول الله !چه چیزی شما را به گریه دراورده .عرض کرد،ای حذیفه دنیا از بین رفته یا مثل تو اینکه تو در دنیا نبودی.عرض کردم یا رسول الله پدر ومادرم به فدایت آیا علائمی است که دال بر وقوع چنین وضعی در دنیا باشد؟ فرمودند :اری ای حذیفه !مطالبی را که می گویم به قلبت بسپار و با چشمت ببین وبا انگشتت بشمار :(انگاه جضرت علائم آخرالزمان را بیان می کند)

وقتی که امت من نماز را ضایع می کنند ،

از شهوت پیروی می کنند،

خیانت در میان آنها زیاد می شود،

وامانت وامانت داری کم می شود،

ومشروبات الکلی بنوشند،

وامنیت از راههای زمینی و هوایی برداشته شود،

و مردم همدیگر را سب و لعن کنند ،

وخانواده ها در دامن فساد سقوط کنند (مانند بی حجابی،رقاصی،قمار و...)،

افراد جامعه نسبت به هم بدبین شوند ،

درختکاری زیاد شود و محصولات اندک شود ،

قیمت اجناس به طور سرسام اور بالا رود،

عمل شنیع لواط در میان مردم زیاد شود ،

عمل خلاف پسندیده شود ،

ناسزا و فحش را به پدر ومادر وسیله سرگرمی قرار دهند،

آشکارا ربا بخورند،

افراد نادان زمام اموررا بدست گیرند،

افراد از کاروخلق خویش تعریف کنند،

زشتی دروغ از بین رود محبت نسبت به هم کم و صله رحم از دلهای مردم از بین رود

جامه نازک بپوشند ،رحم از دلها برداشته شود،

فساد جنبه عمومی پیدا کند،

ملت بیت المال را وسیله شخصی خود بدانند،

مسکرات را با تغیر نام حلال بشمرند ،

از اسلام چیزی جز نام ان نماند،مساجد آباد ولی خالی از تقواست.

 

روایت دوم:

جابربن عبدالله انصاری از حضرت رسول نقل میکنند که فرمودند:

از علائم اخرالزمان این است:

زکات دادن متروک گردد،

سخن معمولی شما دروغ و غیبت شود ،میوه و نقل مجالس شما غیبت،

وانچه بدست می اورید حرام،

و بزرگان به کوچکان رحم نکنند ،وکو چکان احترام بزرگان ار حفظ نکنند ،

مرد از همسر خود اطاعت کند،

درباره همسایه جفا کنند،

با ارحام قطع ارتباط کنند ،

حیای کوچکان کم ،ساختمانها بلند شود،

مرد پدرش را لعن کند ،برادارن نسبت به هم حسادت بورزند ،

خیانت در میان شرکا زیاد ،وفا کم،

و پرده حیا از زنان برداشته شود،

بندگان مومن خدا و مومنین در جامعه ذلیل و منافقین در میان مردم عزیز باشد

و قران را به صورت غنا خوانند (با سازها واوازکه نمونه ان را در سال پیش دیدیم)

مردها به مردها وزنان به زنان اکتفا کنند(اشاره به لواط و مساحقه الان شما کشور اسپانیا وکشورهای دیگر را ببینید که چطور ازدواج هم جنس ها رواج یافته)

سازها واواز در میان انها رواج می یابد ودر مجامع خودشان از ان استفاده می کنند و کسی انها را نهی نمی کنند بلکه تشویق می کنند با اینکه یکی از گناهان کبیره است که کبیره بودن انها بر انها پوشیده نیست پس وای بر انها از جزا دهنده روز رستاخیزوشفاعت من به آنها نخواهد رسید و کسی که به اعمال انها راضی باشد و انان را از این عمل نهی نکنند در روز قیامت پشیمان شود ومن از او بیزارم.

و مردانی بر مرکب سوار شوند که زنهای انها شبیه مردانند زنهای ایشان اگرچه لباس پوشیده اند اما برهنه اند موهایشان مانند کوهان شتران خراسانی ست پس انها را لعنت کنید که ایشان لعنت شوندگانند واعلام کنید که نمازشان پذیرفته شود.

روایت سوم از حضرت علی :

رشوه خواری در میان مردم رواج یابد،

دین را به دنیا بفروشند ،نابخردان را بر کارها بگمارند ،

زنان را در مسائل اجتماعی و شخصی طرف مشورت خود قرارا دهند ،زنان با مردانشان به جهت حرص دنیا در کار تجارت شرکت کنند،

هنرپیشه های آوازه خوان تربیت کنند،

زنها بر مرکب سوار شوند(مانند اسب ها و اتومبیل و...)

از لحاظ لباس و قیافه زنان شبیه مردان ومردان شبیه زنان شوند و دران زمان شرابهای مست کننده را با تغییر نام مصرف کنند(مانند:ابجو،عرق ،ویسکی ،کنیاک و...)

ومردان لباس حریر بپوشند و جوانان سر برهنه راه روند و صورتهای خود را صاف وصیقلی کنند و موها را از بیخ بزنند و گردنبند های طلا بپوشند و لباس تنگ بپوشند و جامه نازک بپوشند به طوری که زیر لباسشان معلوم باشد و...

 

روایت چهارم از امام جعفر صادق(ع):

وقتی دیدی علنا شراب خمر شود وافرادی که از خداوند نمی ترسند مجلس شراب را رواج دهند

و دیدی که کسی مردم را به امر به معروف ونهی از منکر دعوت کنند و در بین مردم ذلیل شود

و دیدی فعل حرام را حلال وحلال را حرام بدانند

ودیدی که اهل ایمان در مقابل منکرات جز با قلبشان توان انکار ندارند

و دیدی زنها بر مردان غلبه شوند و برخلاف رضای شوهرانشان عمل کند و مردانشان را از لحاظ زندگی اداره کنند

ودیدی گناه در میان اجتماع اشکار شود و مردم هم انها را می بییند ولی جرات بر منع ندارند

و دیدی غیبت را سخنی دلچسب می دانند

ودیدی مردم طرفدار کسی هستند که قدرت دست اوست

و دیدی به کسانی که امر به معروف ونهی از منکر می کنند می گویند به تو مربوط نیست ودیدی در میان مردم و محافل عمومی تنها نسبت به اغنیا و ثروتمندا ن احترام شود

و دیدی که فرزندان احترام پدر ومادر را به جا نمی اوررند و انها را تحقیر می شمارند و بدترین حالت را والدین دارند در نزد فرزندانشان

و دیدی که موذن برای اذان و نماز گزار برای نماز پول طلب کنند ودردیدی منبریان خود به حرفهایشان عمل نمی کنند وشنیدن اواز برای مردم سهل اما شنیدن ایات قران سنگین باشد و ...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم خرداد 1391ساعت 13:25  توسط محمد  | 
 

ظهور منجی بشر در دوران آخرزمان، باوری است قطعی و همگانی. ادیان و شرایع توحیدی و غیرتوحیدی و نیز بعضی از مكاتب بشری، نوید چنین روزی را به پیروان خویش داده‏اند. در این میان، اسلام با مبانی قویِ نظری و عملی، موضوع ظهور را به صورت صحیح تبیین كرده و با راهكارهای مناسب و درخور، واژه انتظار و منتظرِ مصلح را در میان جوامع اسلامی تبیین كرده است.

واژه مهدویّت و مهدی علیه‏السلام تبلور فرهنگ انتظار است كه همه مسلمین، اعم از شیعه و اهل سنت در باور داشتِ آن، اتفاق نظر دارند. از زمان ظهور اسلام، پیامبر اكرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و اهل بیت علیهم‏السلام و صحابه و یاران ایشان، عهده‏دار تبیین فرهنگِ مهدویت بوده‏اند و این رسالت در هر عصری، میان آنها ادامه پیدا كرده تا دوران غیبت كبرایِ امام زمان علیه‏السلام كه در این برهه مهم و حساس، علما و مبلغان دینی مسئولیت تبیین و تثبیت آن را به عهده گرفته و مردم را به فرا رسیدن روزگار ظهور امیدوار می‏كنند.

 

ضرورت بیان نشانه‏های ظهور

هر مسئله‏ای كه اهمیت و مقبولیت عمومی داشته باشد، مخاطرات و تهدیدها نسبت به آن از ناحیه سودجویان و فرصت طلبان بیشتر خواهد شد؛ از جمله این مسائل كه دارای شاخصه‏های جهانی و همگانی است، ظهور منجی است كه به منزله اعتقاد و باور عمومی در همه ادیان مطرح شده است. طبیعی است افرادی كه به دنبال منفعت و سودجویی فردی‏اند با آزمندی بسیار و با ظاهر سازی فریبنده به اغفال مردم می‏پردازند تا به نیّت سوء خود برسند.

از اینرو بیان نشانه‏ها و علایم ظهور، ضروری است و رهبران و بزرگان دین، برای جلوگیری از این انحراف ها و كج‏روی ها و برای حفظ باورهای اصیل مردم، باید منجی و مصلحِ آخر زمان را با تمام شاخصه‏ها و خصال معرفی نمایند و برای ظهور و قیام او نشانه‏ها و علایمی را بیان كنند تا مردم در تمیز سره از ناسره در تحیر و تردید نمانند.

از همین رو در روایات و احادیث بسیاری منجیِ آخر زمان (= حضرت مهدی علیه‏السلام ) و كیفیت ظهور او، با تمام علایم و نشانه‏ها بیان شده است.

در رویكرد كلی و كلان، می‏توان نشانه‏ها و علایم ظهور امام زمان علیه‏السلام را به انواع مختلف تقسیم كرد كه به یكایک آنها خواهیم    

نشانه های مهدویت عبارتند از :

 

الف) نشانه‏های عام و خاص

1. نشانه‏های عام:

آن دسته از نشانه‏ها و علایمی كه شاخصه‏های كلی و عمومی دارند یعنی در قالب پدیده خاص، در برهه خاص و در افراد خاصی متصف نشده‏اند، «علایم عمومی» نامیده می‏شوند؛ نظیر احادیث و روایاتی كه از احوال و اوضاع مردمان آخر زمان خبر می‏دهند و از انحرافات و كج رویهایی كه در آن دوره رخ می‏دهد سخن به میان آورده‏اند كه در واقع، نوعی بیان علایم و نشانه‏های ظهور امام زمان علیه‏السلام است، امّا در قالب و معیار كلی و عمومی.

ظهور و خروج افرادی به نام «دجال» و «سفیانی» كه مظهر ضلالت و گمراهی و نیز قیام افرادی مثل یمانی و سید خراسانی كه سنبل هدایت هستند جزء علایم خاص شمرده می‏شود و در احادیث، با اسم و رسم و با ویژگیهای مخصوصشان وارد شده است.

«عَنْ اِبْنِ عَباس عَنْ رَسُولِ اللّه‏ِ صلی‏الله‏علیه‏و‏آله : فِی حَدیثٍ اَنَّ اللّه‏َ اَوْحی اِلَیهِ لَیْلَةً اَسْری بِهِ اَنْ یُوصِیَ اِلی عَلِیِّ وَاَخْبَرَهُ بِالْأَئِمّةِ مِنْ وُلْدِهِ اِلی اَنْ قالَ وَآخِرُ رَجُلٍ مِنْهُمْ یُصَلّی عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ خَلْفَهُ یَمْلأُ الاَْرْضَ عَدْلاً كَما مُلِئَتْ جَورا وَظُلْما... فَقُلْتُ اِلهی وَسَیِّدی مَتی یَكُوُنُ ذاكَ؟ فَاَوْحَی اللّه‏ُ عَزَّوَجَلَّ اِلَیَّ: یَكُوُنُ ذالِكَ اِذا رُفِعَ الْعِلْمُ وَظَهَرَ الْجَهْلُ وَكَثُرَ القِراءَةُ وَقَلَّ الْعَمَلُ وَكَثُرَ الْقَتْلُ وَقَلَّ الْفُقَهاء وَالْهادُونَ وَكَثُرَ فُقَهاءُ الضَّلالةِ وَالْخَوْنَةِ... وَكَثُرَ الْجَورُ وَالْفَسادُ وَظَهَرَ الْمُنْكَرُ وَاَمَرَ اُمّتُكَ بِهِ وَنَهی عَنِ الْمَعْروُفِ...؛1

ابن عباس می‏گوید: «در شب معراج، مطالبی به رسول اكرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله وحی شد كه باید به حضرت علی علیه‏السلام سفارش كند و به او در مورد ائمه بعد از آن حضرت كه از فرزندانش هستند خبر داد؛ تا آنجا كه فرمود: آخرین آنها [نشانه هایی دارد؛ از جمله اینكه [عیسی بن مریم پشت سرش نماز می‏خواند؛ زمین را پر از عدل و داد می‏كند، چنانچه پر از ظلم و جور شده باشد،... عرض كردم: خداوندا! آن كی خواهد شد؟ خداوند به من وحی كرد: هر گاه علم از میان برداشته شود و جهل و نادانی ظاهر شود؛ قرائتهای [قرآن [زیاد امّا عمل كم شود؛ قتل و كشتار زیاد شود، فقهاء و هدایت كنندگان واقعی كم شوند؛ علمای فاسق و خیانتكار زیاد شوند،... جور و فساد زیاد شود؛ منكر ظاهر شود؛ امت تو امر به منكر و نهی از معروف كنند،...»

«حضرت علی علیه‏السلام در جواب سؤال «صعصعة بن صوحان» ـ كه از یاران آن حضرت بود ـ در باب دجّال و خروجش، و پیرامون نشانه‏هایی از ظهور امام زمان علیه‏السلام ، چنین فرمودند:

«فَاِنَّ عَلامَةَ ذلِكَ اِذا اَماتَ النّاسُ الصَّلاةَ وَاَضاعُوا الاَمانَةَ وَاسْتَحَلُّوا الْكِذْبَ، وَاكَلُوا الرِّبا وَاَخَذُوا الرُّشا وَشَیَّدُوا البُنْیانَ وَباعُوا الدّین» ؛  آن دسته از نشانه‏ها و علایمی كه شاخصه‏های كلی و عمومی دارند یعنی در قالب پدیده خاص، در برهه خاص و در افراد خاصی متصف نشده‏اند، «علایم عمومی» نامیده می‏شوند؛... 

«بِالدُّنْیا وَاسْتَعْمَلُوا السُّفَهاءَ وَشاوَرُوا النِّساءَ وَقَطَعُوا الاَرْحامَ وَاتَّبَعُوا الاَهْواءَ، وَاسْتَخَفُّوا بِالدِّماءِ...؛2 علامت خروج و قیام دجال زمانی است كه مردم نماز را ترک كنند [و در میان مردم بمیرد]، امانتها را ضایع كنند؛ دروغ گفتن را حلال شمارند؛ ربا بخورند؛ رشوه بگیرند؛ ساختمانها را محكم سازند و دین را به دنیا فروشند؛ مردمان كم عقل را بر كارها گمارند؛ زنان را در كارهای اجتماعی و شخصی طرف مشورت قرار دهند؛ قطع صله ارحام كنند؛ از هوا و هوس پیروی كنند و [كشتار و [خونریزی را كوچك شمارند،... .»

2. نشانه‏های خاص:

بعضی از نشانه‏ها و علایم ظهور، به صورت خاص و با شاخص های ویژه در افراد متعین، تبلور می‏یابد؛ مثلاً در روایات بسیاری ذكر شده است، كه ظهور امام زمان علیه‏السلام در سال فرد و در روز فرد تحقق پیدا خواهد كرد. ظهور و خروج افرادی به نام «دجال» و «سفیانی» كه مظهر ضلالت و گمراهی و نیز قیام افرادی مثل یمانی و سید خراسانی كه سمبل هدایت هستند جزء علایم خاص شمرده می‏شود و در احادیث، با اسم و رسم و با ویژگیهای مخصوصشان وارد شده است.

امام باقر علیه‏السلام فرمودند:

«تَنْزِلُ الرّایاتُ السُّودُ الَّتی تَخْرُجُ مِنْ خُراسان اِلیَ الْكُوفَةِ، فَاِذا ظَهَرَ الْمَهدیُّ بَعَثَ اِلَیه بِالْبَیْعَةِ؛3 پرچم های سیاهی از ناحیه خراسان بیرون می‏آید و به جانب كوفه به حركت در می‏آید. پس چون مهدی ظاهر شود، اینان وی را دعوت به بیعت می‏كنند.»

و نیز امام باقر علیه‏السلام فرمود:

«برای مهدی ما، دو نشانه است كه از هنگامی كه خداوند آسمان ها و زمین را خلق فرمود، سابقه ندارد: خسوف در شب اوّل ماه رمضان و كسوف در نیمه همان ماه. و این دو از زمانی كه خداوند آسمانها و زمین را خلق كرده است، [این چنین ] وجود نداشته است.»4

در روایات فوق نشانه‏ها و علایم خاصی برای ظهور امام زمان علیه‏السلام تعیین شده است.

ب) نشانه‏های حتمی و غیر حتمی

1. نشانه‏های حتمی:

علایم و نشانه‏هایی كه به طور قطع قبل از ظهور حضرت، رخ خواهند داد و در واقع، هیچ گونه قید و شرطی در ایجاد آنها لحاظ نشده است علایم حتمی نامیده می‏شوند و شاید بتوان گفت كه ادعای ظهور قبل از تحقق آنها كذب و دروغ است.

امام سجاد علیه‏السلام فرمود:

«اِنَّ اَمْرَالْقائِمِ حَتْمٌ مِنَ اللّه‏ِ وَاَمْرَ السُّفیانِی حَتْمٌ مِنَ اللّه‏ِ وَلایَكُونُ    

 ”  بعضی از نشانه‏ها و علایم ظهور، به صورت خاص و با شاخصهای ویژه در افراد متعین، تبلور می‏یابد؛ مثلاً در روایات بسیاری ذكر شده است، كه ظهور امام زمان علیه‏السلام در سال فرد و در روز فرد تحقق پیدا خواهد كرد....  “  

قائِمٌ اِلاّ بِسُفْیانِی5؛ ظهور قائم، از ناحیه خداوند، قطعی و خروج سفیانی نیز، از جانب خداوند قطعی است و قائمی جز با سفیانی وجود ندارد.»

نشانه هایی نظیر فرو رفتن سفیانی در بیداء، قیام یمانی، خراسانی، سفیانی، دجّال، قتل نفس زكیّه، جنگهای خونین و غیره ... از جمله علایم زمینی و طبیعی هستند

امام صادق علیه‏السلام فرمود:

«وَالْیَمانِی مِنَ‏الْمَحْتُومِ؛ [قیام] یمانی از نشانه‏های حتمی است.»

فضل بن شاذان از ابی حمزه ثمالی نقل می‏كند:

 

«قُلْتُ لاَبیِ جَعْفَرٍ خُرُوجُ السُّفْیانِی مِنَ الْمَحْتُوم؟ قالَ نَعَمْ وَالنِّداءُ مِنَ الْمَحْتُومِ وَطُلُوعُ الشَّمْسِ مِنْ مَغْرِبِها مِنَ الْمَحتُومِ وَاخْتِلافُ بَنِی الْعَباسِ فِی الدَّوْلَةِ مِنَ الْمحْتُومِ وَقَتْلُ النَّفْسِ الزَّكِیة مَحْتُومٌ وَخُرُوجُ الْقائِمِ مِنْ آلِ مُحَّمد مَحْتُومٌ...6؛ به امام باقر علیه‏السلام عرض كردم: آیا خروج سفیانی حتمی است؟ فرمودند آری، صیحه آسمانی نیز از علایم حتمی است و طلوع خورشید از مغرب حتمی است. اختلاف بین بنی عباس در رابطه با حكومت، حتمی است. كشته شدن نفس زكیّه حتمی است، قیام قائم آل محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله حتمی است،...»

2. نشانه‏های غیر حتمی:

بعضی از نشانه‏های ظهور قبل از ظهور، بطور مشروط رخ می‏دهند؛ یعنی اگر مقتضی آنها موجود و موانع مفقود باشد، تحققشان حتمی خواهد بود. در میان نشانه‏ها و علایم، آنچه حتمی شمرده شده، جزء محتومیات هستند و غیر از آنها كه گروه بسیاری از علایم را تشكیل می‏دهند جزء علایم غیر حتمی شمرده می‏شوند.

ج: علایم با فاصله و بی‏فاصله

1. نشانه‏های نزدیک به وقت ظهور:

در بعضی از روایات، تصریح شده كه بعضی از علایم در سال ظهور امام زمان علیه‏السلام ، رخ می‏دهند؛ یعنی قبل از ظهور و در آستانه قیام حضرت مهدی علیه‏السلام ، این نشانه‏ها یكی پس از دیگری پدیدار شده، به ظهور امام زمان منتهی می‏شود.

امام صادق علیه‏السلام فرمود:

«خُرُوجُ الثَّلاثَةِ، اَلخُراسانِی وَالسُّفْیانِی وَالیَمانِی فِی سَنَةٍ واحِدَةٍ فِی شَهْرٍ واحِدِ، فِی یَوْمٍ واحِدٍ وَلَیْسَ فیها رایةً بِأَهْدی مِنْ رایةِ الْیَمانی یَهدی اِلَی الْحَقِّ؛7

خروج سه كس: قیام خراسانی و سفیانی و یمانی، در یک سال و در یک ماه و یک روز خواهد بود و در این میان، هیچ پرچمی به اندازه پرچم یمانی، به حق و هدایت دعوت نمی‏كند

امام باقر علیه‏السلام فرمود:

«لَیْسَ بَیْنَ قِیامِ القائمِ وَقَتْلِ النَّفْسِ الزَّكیَّةِ اَكْثَرَ مِنْ خَمْسَ عَشَرَ لَیْلَة8؛ بین ظهور مهدی علیه‏السلام و كشته شدن نفس زكیه، بیش از پانزده شب فاصله نیست.»

2. علایمی كه به طور قطع قبل از ظهور حضرت، رخ خواهند    

 ”  علایم و نشانه‏هایی كه به طور قطع قبل از ظهور حضرت، رخ خواهند داد و در واقع، هیچ گونه قید و شرطی در ایجاد آنها لحاظ نشده است علایم حتمی نامیده می‏شوند و شاید بتوان گفت كه ادعای ظهور قبل از تحقق آنها كذب و دروغ است. ...  “  

3- با ظهور، فاصله زمانی دارد:

بعضی از نشانه‏ها و علایم در بستر تاریخ با فاصله بسیاری با وقت ظهور تحقق می‏یابد؛ حتی بعضی از آنها قبل از تولد امام زمان رخ می‏نمایند و بعضی بعد از تولد و قبل از ظهور با فاصله زیاد، تحقق پیدا كرده و خواهند كرد؛ چنان كه شماری از آنها، همچون از هم گسستن بنی امیه و بنی عباس، خروج ابومسلم خراسانی، اختلاف بین مسلمانان و... اتفاق افتاده است.

برای مهدی ما، دو نشانه است كه از هنگامی كه خداوند آسمان ها و زمین را خلق فرمود، سابقه ندارد: خسوف در شب اوّل ماه رمضان و كسوف در نیمه همان ماه. و این دو از زمانی كه خداوند آسمانها و زمین را خلق كرده است، [این چنین ] وجود نداشته است.

د) علایم زمینی و آسمانی

1. علایم طبیعی و زمینی:

در میان نشانه‏ها و علایم ظهور، غالب آنها نشانه‏های طبیعی و زمینی‏اند و هر كدام در تثبیت حقانیت ظهور و قیام حضرت مهدی علیه‏السلام نقش اساسی دارند.

امام علی علیه‏السلام فرمود:

«وَیَخْرُجُ رَجُلٌ مِنْ اَهْلِ بَیْتی فِی الْحَرَمِ فَیَبْلُغُ السُّفْیانِی، فَیَبْعَثُ اِلَیه جُنْدا مِنْ جُنْدِهِ فَیهْزِمُهُمْ فَیَسیرُ اِلَیه السُّفْیانی بِمَنْ مَعَهُ، حَتّی اِذا جاوَزوا بِبَیْداء مِنَ الاَرْضِ، خَسَفَ بِهِمْ، فَلایَنْجوا منْهُمْ اِلاّ المُخْبِرُ عَنْهُمْ؛ مردی از خاندان من، در سرزمین حرم قیام می‏كند، پس خبر خروج وی به سفیانی می‏رسد.

وی، سپاهی از لشكریان خود رابرای جنگ، به سوی او می‏فرستد و آنان را شكست می‏دهد، آنگاه خود سفیانی با همراهانش به جنگ وی می‏روند و چون از سرزمین بیداء می‏گذرند، زمین آنان را فرو می‏برد و جز یک نفر، كه خبر آنان را می‏آورد كسی از آنان نجات نمی‏یابد.»

نشانه هایی نظیر فرو رفتن سفیانی در بیداء، قیام یمانی، خراسانی، سفیانی، دجّال، قتل نفس زكیّه، جنگهای خونین و غیره ... از جمله علایم زمینی و طبیعی هستند.

2. علایم آسمانی:

به علت اهمّیت ظهور امام زمان، علاوه بر نشانه‏های زمینی و طبیعی، برخی علایم آسمانی نیز در زمان ظهور حضرت رخ خواهند داد، تا مردم بهتر رهبر و مصلح آسمانی را شناخته و در راستای تحققِ رسالت و اهداف او مشاركت كنند؛ مانند:

ـ صیحه آسمانی:

امام صادق علیه‏السلام فرمود:

«اِذا نادی مُنادٍ مِنَ السَّماءِ اَنَّ الْحَقَّ فِی آل محمَدٍ صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فَعِنْدَ ذلِكَ یَظْهَرُ المَهدیُّ عَلی اَفْواهِ النّاسِ وَیَشْربُونَ حُبَّهُ، وَلایَكُونُ لَهُمْ ذِكْرُ غَیْرِهِ؛ هر گاه گوینده‏ای از آسمان ندا دهد كه حق با اولاد محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله است، در آن هنگام، ظهور مهدی علیه‏السلام به سر زبانها می‏افتد، و همه [شراب] دوستی او می‏نوشند و غیر او را یاد نمی‏كنند

ـ كسوف:

امام صادق علیه‏السلام فرمود:

«عَلامَةُ خُرُوجِ الْمَهْدی كُسُوفُ الشَّمسِ فِی شَهْرِ رَمَضانٍ فی ثَلاثَ عَشَرَةَ وَاَرْبَعَ عَشَرَةَ مِنْهُ9؛

نشانه ظهور مهدی علیه‏السلام كسوف خورشید در ماه مبارك رمضان است [و وقت كسوف] سیزدهم یا چهاردهم ماه رمضان خواهد بود.»

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم خرداد 1391ساعت 13:23  توسط محمد  | 
 

معماهای قرآنی

قرآن چند سوره دارد؟114سوره.

قرآن چند جزء دارد؟30 جزء.

قرآن چند حزب دارد؟120 حزب.

قرآن چند آیه دارد؟6336 آیه.

کدام سوره ی قرآن دو بسم الله الرحمن الرحیم دارد؟سوره نمل.

کدام سوره ی قرآن بسم الله الرحمن الرحیم ندارد؟سوره ی توبه.

قرآن چند بسم الله دارد؟114 بسم الله.

کدام سوره به نام یکی از اصول دین می باشد؟سوره ی توحید.

کدام سوره به نام یکی ازفروع دین می باشد؟سوره ی حج.

کدام فلزبه نام یکی ازسوره های قرآن است؟سوره ی حدید(آهن).

کدام سوره به نام موجودی که نه انسان ونه  حیوان ونه فرشته است؟سوره جن.

سوره ای که به نام روزگار است؟سوره دهر.

سوره هایی که نشان دهنده  بخشهایی از شبانه روز هستند؟فلق

عصر.لیل.فجر.

دانشمندی که یکی از سوره های قرآن به نام اوست؟حضرت لقمان.

سوره های که تعدادآیه های آن برابر با تعداد امامان معصوم(ع) است؟سوره تحریم-سوره طلاق.

سوره ای که به نام یکی ازروز های هفته است؟سوره جمعه.

سوره ای که درآن حرف (فاء)نباشد؟سوره حمد.

نام سوره هایی که اگرآنهاراازآخر بخوانیم به همان صورت اول خوانده می شوند؟ تبت-لیل.

سلاح دانشمندان که هم نام یکی ازسوره های قرآن است؟سوره قلم.

قلب قرآن؟سوره ی یس.

عروس قرآن؟سوره ی الرحمن.

تنها سوره ای که به زبان حال بندگان نازل شده است؟سوره حمد.

نام های دیگر سوره حمد را بیان کنید؟فاتحه الکتاب.ام الکتاب.سبع الثمانی.نور.شکر.

سوره ای که یکی ازآیه های آن 31بار درآن تکرارشده است؟الرحمن.

نام چند سوره که از صفات خداوند است؟نور.فاطر.رحمن.اعلی.

پیامبری که هم اکنون زنده است؟حضرت عیسی(ع).

کدام پیامبر زره می بافت؟حضرت داوود(ع).

کدام پیامبر به سفرآسمانی رفت؟حضرت محمد(ص).

کدام پیامبرسحر و جادوی جادوگران را باطل کرد؟حضرت موسی(ع).

کدام پیامبردارای 12پسر بود؟حضرت یعقوب(ع).

کدام پیامبربه زیر دریایی خدا سوار شد؟حضرت یونس(ع).

کدام پیامبر خواب 11 ستاره را دید؟ حضرت یوسف(ع).

کدام پیامبر بدون پدرومادربه دنیا آمد؟حضرت آدم (ع).

کدام پیامبربدون پدربه دنیا آمد؟حضرت عیسی(ع).

سه سوره ازقرآن که پشت سرهم وبه نام سه پیامبرمی باشد؟سوره های یونس-هود ویوسف.

نام پیامبر بزرگ اسلام چند بار در قرآن آمده است؟5بار.

بزرگترین سوره ی قرآن کدام است؟سوره بقره.

کوچکترین سوره قرآن کدام است؟سوره کوثر.

کوچکترین آیه ی قرآن کدام است؟غیراز اوایل سوره ها-مدهامتان-64الرحمن.

بزرگترین آیه قرآن کدام است؟282 بقره.

اولین سوره ی قرآن کدام است؟سوره حمد.

آخرین سوره قرآن کدام است؟سوره ناس.

اولین سوره ای که نازل شد؟سوره علق.

آخرین سوره ای که نازل شد؟سوره نصر.

آخرین آیه ای که نازل شد؟آیه ی3 سوره مایده که درباره ی خلافت و جانشینی حضرت علی(ع) است.

بزرگترین کلمه ی قرآن؟فاسقیناکموه.درسوره حجرآیه22 که دارای 11 حرف است.

کلمه ی وسط قرآن؟ولیتلطف.سوره کهف آیه 19.

به مادر کدام یک از انبیاء وحی نازل شد؟مادرحضرت موسی(ع).

دو زن نمونه در قرآن ؟آسیه زن فرعون-مریم مادرحضرت عیسی(ع).

دو زن که درقرآن ازآنها به زشتی  نام برده شده است؟زن نوح-زن لوط.

کدام سوره به نام یک زن و کدام سوره به معنای زنان است؟سوره مریم-سوره ی نساء.

کدام سوره درباره ی یک زن نمونه است؟وآن زن کیست؟سوره کوثر و حضرت فاطمه ی زهرا(س).

زنی که بدون پدرومادر به دنیا آمد؟حضرت حوا(س).

کدام سوره به معنای زن امتحان شده است؟سوره ممتحنه.

درقرآن کدام پدر پسرش رانصیحت می کند؟حضرت لقمان.

کدام برادر ظالم برادرمظلوم خود را کشت؟قابیل هابیل را کشت.

درکدام سوره ها تمام 28حرف عربی آمده است؟سوره فتح آیه ی آخر-سوره  آل عمران آیه ی 154.

داستان معراج پیامبر درکدام سوره آمده است؟در اولین آیه سوره اسراء.

سوره ای که درتمام آیات آن کلمه مبارک الله آمده است؟سوره مجادله.

نام شهری درقرآن که اگرحرف (ه)را به آن اضافه کنیم نام شهری دیگر می شود؟شهر مدین.که می شود مدینه.

نام چند سوره که به نام حیوانات است؟ نحل.نمل.بقره.عنکبوت.فیل.

بزرگترین وکوچکترین حیوانی که درقرآن به آن اشاره شده است؟بزرگترین.فیل و کوچکترین.پشه است.

درکدام جنگ یک ششم جمعیت جهان کشته شدند؟جنگ میان هابیل وقابیل که درآن زمان جمعیت دنیا 6نفربود.(آدم.حوا.هابیل.قابیل ودو خواهر آنها).

بیایید حداقل روزی یک آیه از قرآن بخوانیم وآن را برنامه ی روزانه ی خود قرار دهیم.والسلام.

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم خرداد 1391ساعت 13:21  توسط محمد  | 
 

هیچ گاه به خدا نگویید که من مشکلی بزرگ دارم بلکه به مشکل بگویید که من خدایی بزرگ دارم.

مثل آب باش که در عبورش سهمی به زمین وسهمی به آسمان می بخشد.

مردان بزرگ اراده می کنند ومردان کوچک آرزو.

فرق طوفان ونسیم فقطدرنوع برخورد آنهاست.

جهان هرکسی به اندازه ی وسعت فکر اوست.

داشتن هیچ چیز به بهای  معصیت خدا نمی ارزد.

داشتن دو گوش ویک زبان تصادفی نیست به زبانت اجازه نده که قبل از اندیشه ات به کار افتد.

فرزندان ما آن طور که می خواهیم نمی شوند آنطور که هستیم می شوند.

اشتباه کردن مهم نیست تکرار نکردن آن مهم است.

بزرگ ترین اقیانوس جهان آرام است پس آرام باش تا بزرگ باشی.

انسان بزرگ هیچ وظیفه ای را کوچک نمی شمارد.

گل درگلدان شکسته نیز می شکفد.

هیچ انسانی آنقدر فقیر نیست که نتواند لبخندی به دیگران ببخشد.

هر رنگی زیباست به جز دورنگی.

حیف است که معلم رابه شمع تشبیه کنیم چون شمع را می سازند تا بسوزد درحالی که معلم می سوزد تا بسازد.

مانند آسمان بخشنده ومانند زمین افتاده باش که رمز زندگی همین است.

آنچه به دست خواهی آورد فراتر ازرنج وزحمتت نخواهد بود.

خشم با دیوانگی آغاز می شود وبا پشیمانی پایان می پذیرد.

باران باش نگو کاسه های خالی از آن کیست؟.

موسیقی  وحشتناکی می شوداگر هرکس ساز خودش را بزند.

برای جابجا کردن کوه از برداشتن سنگ ریزه ها شروع کنید.

مثل دانه باش که از خاک جان می گیرد ولی در خاک نمی ماند.

روح های بزرگ درد های بزرگی دارند.

همیشه سراغ خدارا از خودتان بگیرید.

ای کاش از آنچه برای دیگران دیکته می کنیم یک بار هم خودمان بنویسیم.

خط راست نه  تنها در هندسه بلکه در اخلاقیات هم کوتاه ترین راه است.

آنچه هستید شمارا بهتر معرفی می کند تا آنچه می گویید.

افتادن در گل ولای ننگ نیست  ننگ دراین است که آنجابمانید.

اگر عزت نفس نداری پس بدان هیچ نداری.

زبان کوتاه کن تا عمرت دراز شود.

همه ی کسانی که با تو می خندند دوستان تو نیستند.

حرف زدن بدون فکر مانند تیراندازی بدون هدف است.

وقتی چیزی را ازدست دادید  درس گرفتن ازآن راازدست ندهید.

مهم نیست قفل ها دست کیست مهم این است که کلید ها دست خدا است.

هیچ ورزشی برای قلب بهتراز خم شدن وگرفتن دست افتادگان نیست.

امروز ازدیروز به مرگ نزدیک تریم به خدا چطور؟.

آینده متعلق به کسانی است که به استقبالش می روند.

بی برنامگی امروز یعنی برنامه ریزی برای فردایی تاریک.

همیشه از سختی هایی که برایت پیش می آید گلایه نکن چون کارگردان سخت ترین نقش هارابه بهترین بازیگرانش می دهد.

هیچ چیزبرای تو باارزش تراز امروز نیست.

مظلوم یک بار می میرد ولی ظالم هزاربار.

هیچ کجای دنیا آنقدرشلوغ نیست که نشود باخداخلوت کرد.

انسان مانند رودخانه است هرچه عمیق ترباشد آرام تراست.

بیشترلحظات تلخ امروز خاطرات شیرین فرداست.

باید پنج هزارکلمه خواند تا پنج کلمه نوشت.

انسان عاقل با حقیقت نمی جنگد باآن کنار می آید.

زیباترین لبخندها لبخند بر غصه ها وتمام مشکلات است.

تبسم بدون آنکه دهنده اش رافقیر کند گیرنده اش را ثروتمندمی سازد.

لباس انسان پرچم کشور وجود اوست.

هرگز امید کسی راناامید نکنید شاید آخرین امیدش باشد.

کشتی ها درلنگرگاه ایمنی بیشتری دارند ولی آنهارا برای ماندن در بندر نساخته اند.

کسی که می خواهد درو کند باید بکارد.

کسانی که دیر قول می دهند خوش قول ترین انسان هاست.

حقیقت مخلوطی ازگریه ها وخنده ها است.

تواضع نردبان بزرگی وبلندی است.

آن کس که مالک نفس خود نیست آزاد نیست.

از گناه تنفر داشته باش نه از گناهکار.

آدم پرحرف تخم می پاشد وآدم خاموش درو می کند.

آدم تنبل عصای شیطان است.
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم خرداد 1391ساعت 13:19  توسط محمد  |